یک انسان عقلانی باید...

سیلی به صورت مدیرکل

استاد سیدالماسی، از اساتید بزرگواری هستند که هرزمان  فرصتی بوده و خدمتشان بودهام، خاطرات بسیار شیرین و  آموزنده ای از ایشان شنیده ام.
وی که مدیر عاملی چندین بانک بزرگ را در قبل از انقلاب  و نخستین مدیرعامل بانک ملی پس از انقلاب را در  کارنامه خود دارند، گنجینه ی زنده صنعت بانکداری ایران  هستند.
یک خاطره کوتاه از ایشان را به عنوان هدیه ای برای  دوستان خودم، اینجا نقل کنم:

"سال ۱۳۵۸ بود و من در بانک ملی، مسئول بودم که یکی از مدیرکل ها، ناراحت و دلگیر، وارد اتاقم شد و گفت: الان یکی از مراجعین که معلم هم بود، در یک گفتگو عصبانی شد و به صورت من سیلی زد. آمدم به شما بگویم تا حمایتم کنید.

چه باید میکردم؟ مدیر من، ناراحت و دلگیر بود و از من انتظار حمایت داشت و از سوی دیگر، تحت هیچ شرایطی نمیخواستم با مشتری بانک، به هر دلیل و با هر انگیزه، برخورد بدی انجام شود. چند دقیقه ای سکوت کردم. فکر کردم. آرام آن مدیر را در آغوش گرفتم و گونه اش را بوسیدم، سپس به او گفتم: من ایستاده ام. می توانی محکم به گوش من سیلی بزنی
آن فرد، در سکوت و تعجب من را نگاه میکرد. به او گفتم: کسی که به گوش تو سیلی زده، از تو دلگیر نبوده و با تو مشکلی نداشته، او از بانک ملی دلگیر بوده و مدیر بانک منم. مطمئن باش که میخواسته سیلی در گوش من بزند و چون دسترسی به من نداشته، تو به عنوان نماینده ی من قربانی شده ای. آن سیلی که خوردی، مربوط به من است و من منتظرم تا جبران کنی.
آن فرد، لحظاتی سکوت کرد، مرا در آغوش گرفت و آرام، به سراغ کار خود رفت…"

سه تفنگدار
خسرو حکیم رابط کتابی دارد از  روزنوشته‌ها و خاطرات خود به نام "من با کدام ابر". در  آن داستانی دارد به نام "سه تفنگدار" که مضمون آن به  شرح زیر است:
روز سه‌شنبه در کلاس پنجم دبستان، به دانش‌آموران گفتم  که شنبه امتحان تاریخ و جغرافیا دارید: شفاهی
روز پنجشنبه گفتم: امتحان تاریخ و جغرافیا داریم. همین  امروز: کتبی.
همه اعتراض کردند که امتحان قرار نبود امروز باشد و  قرار بود شنبه باشد.
همینطور قرار نبود کتبی باشد و قرار بود شفاهی باشد.
گفتم: همین است که هست. امروز است و کتبی است.
هر کس نمی‌خواهد بیاید جلوی کلاس بایستد.
از کلاس شصت نفری، سه نفر آمدند و جلوی کلاس ایستادند.  سوالات را روی تخته نوشتم و بچه‌ها پاسخ‌ها را روی  کاغذ نوشتند.
وقتی امتحان تمام شد. گفتم: از هر کدام از شما، ده  نمره کم می‌کنم از تاریخ و ده نمره از جغرافیا.
و به این سه نفر بیست نمره می‌دهم در تاریخ و بیست  نمره در جغرافیا.
تا بیاموزید که زیر بار ظلم نروید. درس امروز ما ظلم  ستیزی است

یک انسان عقلانی باید...
نوشته: دکتر  محمود سریع‌القلم


۱. در روز حداقل یک بار بگوید "من نمی‌دانم‌".

۲. کمتر از کسی تقاضایی داشته باشد و عمدتا به همت،  فکر، برنامه‌ریزی و زحمات خود اتکا کند.

۳. در موضوعاتی که اطلاعات کلی دارد، اظهار‌نظر نکند.

۴. دغدغه کانونی زندگی او، بهترین عملکرد در حرفه‌اش  باشد.

۵. به استقبال کسی برود که با او تفاوت یا حتی تضاد  فکری دارد.

۶. بدون اجازه قبلی از کسی، سخن او را به شخص دیگری  بازگو نکند.

۷. زباله را به خیابان و از اتومبیل به بیرون پرت نکند.

۸. با رعایت حروف اضافه و با ‌‌‌نهایت دقت، "نقل قول"  کند.

۹. دائما در حال تغییر و بهتر شدن باشد، به طوری که  اطرافیان تغییر را حس کنند.

۱۰. از اینکه دیگران را به خود و افکار خود دعوت کند،  چه مستقیم چه غیرمستقیم‌ پرهیز کند.

۱۱. برای محیط جنگل که به مه، نم نم باران و رنگ‌های  زنده طبیعت آمیخته شده، وقت بگذارد.

۱۲. این ظرفیت را در خود ایجاد کند که واکنش به دیگران  را حتی تا پنج سال به تأخیر اندازد.

۱۳. حدود ۱۰ درصد از وقت، انرژی و تخصص خود را  ‌‌رایگان‌ صرف جامعه کند.

۱۴. در حرفه‌ای که تخصص ندارد، مسئولیت نپذیرد.

۱۵. خوشبختی را با راحتی و مصرف‌گرایی مساوی نداند.

۱۶. هر دو سال یک بار، با ارزیابی کار‌ها و رفتارهای  خود‌ به اشتباهات گذشته پی برده و خود را اصلاح کند.

۱۷. با عبارت "من اشتباه کردم" به صلح دائمی برسد.

۱۸. حریم شهروندان را رعایت کند: در نظم صفوف،  خود‌پرداز بانک، پارک کردن، نزاکت عمومی، عابر پیاده،  صحبت آرام.

۱۹. آنقدر بر قوای فکری و روحی خود وقت گذاشته باشدتا  نیاز به تایید و تمجید دیگران در خود را، در یک دوره  پنج ساله به صفر برساند.

۲۰. از رفتن به تئا‌تر به عنوان منبعی برای رشد و  شکوفایی خود استفاده کند، چون تئا‌تر قدرت مند‌ترین  نمایش توانایی‌های انسان‌هاست.

۲۱. در هر نوع تصمیم‌گیری از خرید دمپایی تا مسائل جدی  حرفه‌ای، راه‌های مختلف را مکتوب کند، مطالعه کند،  مشورت کند و با دقت ۹۰ درصدی به نتیجه برسد.

۲۲. با عمل خود به دیگران نشان دهد، تفاوت میان هشت و  هشت و یک دقیقه را می‌داند.

۲۳. در روز حداقل از پنج نفر قدردانی کند: به خاطر  نزاکت، اخلاق، دانش و خلاقیت آن‌ها.

۲۴. قبل از قضاوت کردن در مورد فردی، حداقل ده ساعت با  او تعامل فکری رودررو برقرار کند تا با جهان او آشنا  شود.

۲۵. "ناراحت شدن" از توانایی‌ها، ظرفیت‌ها و برتری‌های  دیگران را در خود به تعطیلی بکشاند.
۲۶. اجازه دهد افراد، سخن خود را تمام کنند.

۲۷. به موسیقی به عنوان یک منبع تمرکز، آرامش و  خوداکتشافی نگاه کند.

۲۸. حداقل ۲۰ درصد وقت خود را صرف توسعه فردی، فکری،  اخلاقی و مدنی نماید.

۲۹. در صحبت کردن، یک سوم سؤال کند و دو سوم قضاوت.  بعد از پنج سال، پنج ششم سؤال و یک ششم قضاوت.

۳۰. حداقل یک ساعت در روز‌ مطالعه کند.
/ 1 نظر / 2 بازدید
Nafas

[تایید][دست][گل]