6 قدم تا استحکام ازدواج


درباره همدیگر خوب بگویید

اگر با همسرتان دعوا شده است و دوست دارید درباره آن با خانواده یا دوستتان حرف بزنید، ممکن است حتی وقتی شما او را بخشیدید آنها او را نبخشند. صحبت کردن درباره همسرتان و عیب های او را عنوان کردن اصلا کار درستی نیست. برای استحکام ازدواج مسائل خصوصی شما باید خصوصی باقی بمانند. 

شاد باشید و شادی کنید
حتی اگر زندگی سخت است سعی کنید آن را با پیشنهاد کردن یک بازی، ورزش یا گشت و گذار در پارک شاد کنید. برای استحکام ازدواج این بخش از شخصیتتان را به همسرتان نشان دهید و به او یادآوری کنید که چه زمان های شادی را در کنار یکدیگر داشته اید.

درخواست های همدیگر را پشت گوش نیندازید
زندگی سخت است و هرکسی وظایف و مشغله های فکری خودش را دارد ولی اگر همسرتان از شما خواست که چیزی را برای او پیدا کنید یا کاری را انجام دهید، آن کار را در اولویت قرار دهید و به محض اینکه می توانید انجام دهید. وقتی شما به او نشان دهید که کارها و درخواست هایش برایتان اهمیت دارد، روابطتتان هم محکمتر و نزدیکتر می شود و در استحکام ازدواج شما نقش به سزایی بازی می کند.

برای استحکام ازدواج بپذیرید که هر دو شما لحظه های سختی دارید
برخی اوقات وقتی استرس پیدا می کند، عصبی و بی حوصله می شوید. این موضوع برای همه پیش می آید. بنابراین اگر همسرتان با لحنی تند به شما پاسخ داد، شروع به راه انداختن یک دعوای بزرگ نکنید. فقط آن را به عنوان نشانه ای از خستگی، اضطراب یا استرس در نظر بگیرید که باعث شده توانایی پاسخگویی بهتر به شما را نداشته باشد.

کارهای خانه را تقسیم کنید
تقسیم کردن کارها یکی از مسائل مهمی است که مشاورین همیشه روی آن تاکید دارند. درمورد چنین مسئله ای باید با همدیگر صحبت کنید و کارهایی که دوست دارید را به همدیگر بگویید. شاید شما مشکلی با کشتن سوسک ها و جمع آوری زباله ها نداشته باشید و همسرتان هم اتوکردن لباس‌ها را دوست داشته باشد.

از همسرتان بپرسید «چه چیزی را بیشتر از همه احتیاج داری؟»
خیلی صریح و رک باشید و به او اجازه دهید صحبت کند. ممکن است بگوید «من به زمان های تنهایی بیشتری احتیاج دارم» یا «به محبت بیشتری نیاز دارم» یا «دوست دارم بیشتر کنارم باشی». همسر شما نمی تواند ذهنتان را بخواند و دوست دارد شما را بیشتر خوشحال کند ولی شاید راهش را نداند. 
منبع: نوعروس

/ 1 نظر / 19 بازدید
elh@m

ای دل ان یوسفی که به کنعان برگشت...استثنا بود تو غمت رو بخور [گل]